محمدرضا عارف و روایت بینمکی به جای پاسخگویی| درباره معاون اولی حتی نمیتواند خوب شوخی کند!

رویداد۲۴| واکنش محمدرضا عارف به غیبت وزیر ارشاد در جشنواره فجر با بیان این جمله که «شاید او با لباس مبدل آمده باشد» نه شوخی خنده داری است و نه حرفی که بتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد.غیبت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جشنواره فیلم فجر، صرفاً یک حاشیه تشریفاتی یا موضوع کماهمیت نیست. جشنواره فجر ویترین رسمی سیاست فرهنگی دولت محسوب میشود و حضور یا عدم حضور عالیترین مقام فرهنگی کشور در آن، پیام سیاسی و مدیریتی مشخصی دارد. در چنین شرایطی انتظار افکار عمومی، توضیح دقیق درباره دلیل این غیبت است؛ نه پاسخهایی که بیشتر به شوخی شبیهاند تا پاسخ رسمی یک مقام اجرایی.
بیشتر بخوانید:
گزارشها نشان میدهد معاون اول رئیسجمهور در واکنش به این موضوع، با لحنی طنزآمیز گفته که «شاید وزیر با لباس مبدل آمده باشد»؛ عبارتی که در برخی منابع خبری و شبکههای اجتماعی به عنوان پاسخ عجیب به غیبت وزیر بازتاب پیدا کرده است.
مشکل اصلی چنین اظهارنظری صرفاً خود جمله نیست، بلکه «جایگاه گوینده» و «زمان بیان» آن است. وقتی مقام شماره دو اجرایی کشور درباره یک پرسش رسمی و سیاسی، لحن شوخی را انتخاب میکند، پیام ضمنی آن میتواند بیاهمیت جلوه دادن مطالبه پاسخگویی تلقی شود. در فضای عمومی که اعتماد سیاسی شکننده است، چنین ادبیاتی نه تنها کمکی به کاهش ابهام نمیکند، بلکه میتواند احساس فاصله میان دولت و جامعه را تشدید کند.
از منظر مدیریت سیاسی، شوخی در سطح حکمرانی همیشه پرریسک است. در سطوح پایین مدیریتی شاید شوخی ابزار نرمسازی فضا باشد، اما در سطح معاون اول رئیسجمهور، هر جمله تبدیل به پیام رسمی میشود. در چنین موقعیتی، شوخی اگر جایگزین پاسخ شود، میتواند بهعنوان طفره رفتن از مسئولیت تعبیر شود؛ خصوصاً وقتی موضوع درباره سیاست فرهنگی و رابطه دولت با جامعه هنری است که خود محل تنش و حساسیت بوده است.
از زاویه فرهنگی نیز این نوع پاسخ میتواند مسئلهساز باشد. جشنواره فجر صرفاً یک رویداد هنری نیست؛ بلکه نماد سیاست فرهنگی رسمی کشور است. در چنین بستری، غیبت وزیر و سپس واکنش طنزآمیز مقام ارشد دولت، میتواند این برداشت را ایجاد کند که مدیریت فرهنگی کشور فاقد انسجام و روایت واحد است.
نکته مهمتر این است که حتی اگر هدف از چنین جملهای ایجاد فضای غیررسمی یا کاهش تنش بوده باشد، نتیجه عملی آن برعکس است. تجربه سیاست رسانهای نشان داده افکار عمومی معمولاً شوخی مقامات را نه بهعنوان «صمیمیت»، بلکه بهعنوان «فرار از پاسخ» تفسیر میکند؛ بهخصوص در موضوعاتی که شفافیت درباره آنها مطالبه جدی وجود دارد.مسئله فقط یک جمله یا یک واکنش نیست؛ بلکه مسئله استاندارد گفتار سیاسی در دولت است. اگر قرار باشد پاسخگویی رسمی با شوخی جایگزین شود، مرز میان اطلاعرسانی و سرگرمی سیاسی از بین میرود؛ و این همان نقطهای است که سرمایه اعتماد عمومی فرسایش پیدا میکند.
نقد اصلی متوجه این پرسش است: آیا در سطح معاون اول دولت، جای شوخی درباره موضوعی که میتواند نشانه اختلاف، ناهماهنگی یا مسئله مدیریتی باشد، وجود دارد؟ پاسخ بسیاری از منتقدان منفی است. چون در سیاست، گاهی «لحن» مهمتر از «محتوا» ست؛ و در این مورد، لحن انتخابشده بیشتر از آنکه مسئله را حل کند، آن را تشدید کرده است.




